ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
51
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) الرحمن الرحيم ، اين سند خريدى است كه عداء بن خالد بن هوذه از محمد رسول خدا برده يا كنيزى را خريده است كه نه بيمار است و نه فتنهانگيز و نه از آنان است كه خريد و فروش آنان ناروا باشد ، معاملهء مسلمانى با مسلمان ديگر » . اعشى بنى مازن از قبيلهء تميم است . گويد ابراهيم بن محمد بن عرعرة بن برند قرشى ، از ابو معشر يوسف بن يزيد كه همان پدر معشر براء است ما را خبر داد كه مىگفته است طيسلهء مازنى براى من ، از گفته پدرش و ديگر افراد قبيله ، از گفتهء خود اعشى بنى مازن نقل كرد كه مىگفته است * به حضور رسول خدا رفتم و چنين گفتم : « اى مالك مردم و اى سرور عرب ! من با زنى خيانت پيشه از خيانت پيشگان ازدواج كردم ، در ماه رجب براى فراهم آوردن خوراك او بيرون رفتم او در نبودن من با جنگ و نزاع گريخته است و آنان بدترين چيرهشوندهاند بر هر كس كه چيره شوند » . « 1 » گويد : رسول خدا ( ص ) شروع به گفتن و تكرار كردن مصراع آخر كردند . « 2 » گويد احمد بن محمد بن انس ما را خبر داد و گفت ابو حفص عمرو بن على صيرفى ما را خبر داد و گفت عبيد بن عبد الرحمان بن عبيد حنفى ، از جنيد بن امين بن ذروة بن نضلة بن طريف بن بهصل جرمازى ، از پدرش نضله براى ما حديث كرد كه * مردى از ايشان معروف به اعشى كه نام اصلى او عبد اللّه بن اعور بود زنى داشت به نام معاذه كه از همان قبيله
--> ( 1 ) يا مالك الناس و ديان العرب * انّى تزوجت ذربة من الذرب ذهبت ابغيها الطعام فى رجب * فخلفتنى بنزاع و حرب و هن شرّ غالب لمن غلب ( 2 ) نام اصلى و نام پدر اعشى كه عبد اللّه پسر اعور است در روايت بعدى آمده است . در روايت نخست اشعار داراى سكته و به ويژه مصراع دوم صحيح ضبط نشده است وانگهى كلمه هرب كه گريز و فرار است به صورت حرب كه به معنى جنگ و خشم است آمده است هر چند از لحاظ معنى مىتوان نزديك به يك ديگر معنى كرد . روايت دوم طبقات در استيعاب ابن عبد البر و اصابة ابن حجر و اسد الغابه ابن اثير نيز آمده است . ابن منظور هم در لسان العرب ذيل كلمه « ذرب » اين اشعار اعشى را نقل كرده است و بايد توجه داشت كه اين شخص غير از اعشى همدان و اعشى قيس و اعشى بنى تغلب است . در پارهيى از منابع نام پدر اعشى رؤبه ضبط شده است . ابن حجر مىگويد مقتضاى برخى از اشعار اعشى نشان دهنده زنده بودن او تا روزگار حكومت مروانيان است .